الملا فتح الله الكاشاني
13
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
وجود مشاهدهء آيات بينه بر طريق حق وَ ما أَنْتَ و نيستى تو ايمحمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بِمُسْمِعٍ شنواننده سخن مَنْ فِي الْقُبُورِ آنانرا كه در قبرند اين تمثيل را براى كسانى كه مصرند بر كفر باموات و مبالغه در نوميد گردانيدن پيغمبر از گرويدن ايشان يعنى همچنانكه شنوانيدن سخن بمردگان متعذر است بر تو همچنين شنوانيدن سخن حق به كسانى كه مصرند بر كفر و معاند و جاحد حقاند نيز متعذر است بر تو و غير مقدور تو و چونكه از استماع سخن حق انتفاع نمىيابند پس گوييا استماع آن نميتوانند كرد مانند اهل قبور كه استماع سخن حق بايشان از دايرهء قدرت تو خارج است . إِنْ أَنْتَ نيستى تو اى محمد إِلَّا نَذِيرٌ مگر بيم كننده يعنى بر تو همين ابلاغ است و بس نه ملجا ساختن اهل كفر بر ايمان و سخن حق . إِنَّا أَرْسَلْناكَ بدرستى كه ما فرستاديم ترا بِالْحَقِّ بدين حق كه اسلام است بَشِيراً وَ نَذِيراً در حالتى كه مژده دهنده به حق و بيم كنندهء از عذاب و عقوبة وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ و نبود هيچ از امم سابقه إِلَّا خَلا فِيها مگر آنكه گذشت در ميان ايشان نَذِيرٌ پيغمبرى بيم كننده و چون اثر نذارة در زمان فترة ميان عيسى و محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باقى بود تا در حيناند راس آنحضرت مبعوث شد پس آن زمان تا حال از نذير خالى نبوده باشد يا نذير اعم از نبى و عالم باشد پس در زمان فترت اگرچه پيغمبرى نبوده اما علما بودهاند كه مردمان را انذار كردهاند پس بجهة تسليهء حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد كه . وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ و اگر تكذيب كنند ترا معاندان قريش از ايشان عجب مدار و غم و الم بوجود مبارك خود مرسان فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ پس بدرستيكه تكذيب كردند آنانرا كه مِنْ قَبْلِهِمْ پس از ايشان بودهاند پيغمبر خود را جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ آمد بديشان پيغمبران فرستاده بديشان بِالْبَيِّناتِ بحجتهاى روشن و يا معجزه هاى هويدا وَ بِالزُّبُرِ و بنامههاى آسمانى چون صحف شيث و ادريس و ابراهيم وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ بكتاب روشن كه مبين احكام حلال و حلال و حرام بود چون تورية و انجيل و ايشان تكذيب آن كردند و بدان نگرويدند . ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا پس بعد از تكذيب گرفتيم آنانرا كه نگرويدند فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ پس چگونه بود انكار و تغيير من بر ايشان و انزال عذاب ايشان و باز عود كلام مىكند بذكر دلايل توحيد و ميفرمايد كه . أَ لَمْ تَرَ آيا نميبينى اى بيننده أَنَّ اللَّهَ بدرستيكه خداى بمحض قدرت و رحمة أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ فرو فرستاد از آسمان يا از ابر السَّماءِ آبى را كه بارانست